بهاره
خسته ام ! کاش زندگی هم دقایقی برای تنفس داشت …
بهاره
حوصله ات که سر می رود ؛ با دلـــــــــــــم بازی نکن ، من در بی حوصلگی هایم ... با تو زندگی کرده ام ... !!!
بهاره
از وقتی که نیستی، خدا می داند چقدر آب به صورتم پاشیدم... !...لعنتی...! این کابوس اینقدر واقعی ست، که از خواب بیدار نمیشوم!!
بهاره
اعتبار آدمها به حضورشان نیست به دلهره ای است که در نبودنشان درست می کنند . . .
بهاره
امروز تو خیابون دست یه نفر یه قناری دیدم پرسیدم : فروشیه؟ گفت : نه ؛ رفیقمه .......به سلامتی همه اونایی که رفیقاشونو نمیفروشن
بهاره
عیب کار از جعبه تقسیم نیست ، سیم سیار دل ما سیم نیست، این خدا این هم هزاران طول موج ، دیش احساسات ما تنظیم نیست
بهاره
شده در خلوت و تنهایی خود یاد یك خاطره شادت بكند؟ لرزه بر قلب و دلت اندازد؟ بی خبر از همگانت بكند؟!! و تویی، خاطره خلوت و تنهایی من...
بهاره
من وحرفهای نگفته
من وهزارویک سخن بردل
من وآینه هایی که هرگزدروغ نمیگویند
من ودقیقه های تنهایی
وای باران ،
باران چه میشود اگ رزودتر بباری؟
بهاره
سفری باید کرد ....... تا به عمق دل یک پیچک تنها که چرا اینچنین سخت به خود می پیچد شاید از راز درونش بشود کشفی کرد شاید او هم به کسی دل بسته ست
بهاره
کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت اون ابر ها میومد بیرون و گوشم رو محکم می گرفت و داد می زد که آهـــــــــــــــــای !!! بگیر بشین سر جات اینقده غر نزن... همینه که هست! بعد یک چشمک می زد و آروم توی گوشم می گفت همچی درست میشه.....!
بهاره
لبخند بزن بی بهانه مثل زمزمه بارون...
بهاره
ایستادگی کن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند
بهاره
گرچه ما خوابیده اندر سایه ایم / در رفاقت تا قیامت پایه ایم
بهاره
گاه ازغروب بی عاطفه شب خسته شدی به یاد تنها کسی باش که به یادتوست