˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
تلخی غلیظی میآید و سر گلو انباشته میشود. گاه گاهی از گوشهی چشم سرریز میکند. تبدیل به خشم میشود و راه نفست را تنگ میکند. زیر لب ذکر من خوب میشم، خوب میشم، بزرگ میشم، عاقل میشم میگیری. یکی از آن تو ها به جایت جیغ میکشد.
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
پریشان کن سر زلف سیاهت ، شانه اش با من......
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
آرزویم این است ، روزه ام با نمکِ چهره یِ تو باز کنم...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
وقتی در اوج دلتنگی در آغوش خاطرات بی تاب تر می شوم ... شکسته تر حتی ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
آی دختران شالیکار همه جایتان گل آلود است جز آوازی که می خوانید
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
من از خورشيد دلگيرم،... و عشقم نور مهتاب است... كم است اما يقين دارم كه جز من بر دلي ديگر نمي تابد!!!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
تنهایی ش رو میخرم، سازشم می خرم، همه ی اون زمینا رم میخرم :I
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل