mohammad
سوزنی در دست گیر و بانخی ارزان بدوز خند ه ای را بر لبش او که می دوزد نگاهش رابه در نیست حتی یک ستاره در شبش ... یا گلی زیبا بکش در دفترت هدیه اش کن تا گذارد بر سرش دست هایش را بگیر او یتیمی بی پناه است او که می گرید برای مادرش
mohammad
ای کـــــاش تلخــــی های زندگی کمی الکل داشت !! تا مســــــت میشدیم و ... نــــوش میگفتیم .
mohammad
جای دستی کثیف بر آینه این جا یک نفر حالش از دیدن خودش به هم خورده است!!
mohammad
سئوگیلیم یاغیش یاغاندا گئت دور یاغیش آلتیندا ، اللریوی آچ و باشاردیغینجا یاغیش دامجی لارینی توت ، او قدر کی توتموسان او اندازه دی کی سن منی سئویرسن و او قدر دامجی لاردان کی توتا بیلمه میسن او اندازه دی کی من سنی سئویرم .
mohammad
*باورم شد پاك بودن ذلت است*عاشقي سوزاندن حيثيت است*باورم شد عشق ها هم لحظه اي ست*بي وفــــــــــايي قسمتي از زندگي ست*
mohammad
چقدر سفت شده پدال دوچرخه دونفره دوستي مان! ... يا من خسته ام، يا شيب زياد شده، شايد هم شايد هم، تو ديگر ركاب نمي زني ...
mohammad
یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره! همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت: "بسم الله الرحمن الرحیــــم" منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم: ... "اشهد ان لا اله الا الله"! هیچی دیگه... انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!
mohammad
آنـــكــــه دستــــش را ایـــنـقــــــــدر مـحـكــــــــم گـــرفـتـــــه ای ... دیـــــــــروز عــــاشـــق مــــن بـــــــــود ♥ دستــــانـــت را خـستـــه نـكــن فـــــــــــــــردا تــــو هــــَــــم تـنــــهــایـــــــــی ..!
mohammad
هزاران دست هم كه به سویم دراز شود پس خـــــــواهم زد تنــــــــــــها تمنای دستان تو را دارم..
mohammad
يكي از لذتهاي دوران بچگي اين بود كه دستمونو تا آرنج بكنيم تو كيسه برنج..!
mohammad
من هنوز ایستاده ام با دستانی که فکر می کنند کاش آغوشت عدالت بیشتری داشت...
mohammad
تلنگر کوچکی است بــــــــــــاران وقتی فراموش می کنیم آسمان کجاست . !! ...