دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mohammad
مرد - مجرد
امتیاز: 2383.8

دنبال‌شدگان

(562 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(409 کاربر)

گروه‌ها

(81 گروه)

بازدید

mohammad
mohammad

@aynor قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها! ... یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

mohammad
mohammad

دخترا دو دسته هستند: یا خوشگلن!! |: یا دارن کارشناسی ارشد می خونن ! )

mohammad
537806_308511369219783_217001608370760_708959_759575866_n.jpg mohammad

روز هاست از سقف لحظه هایم یاد تو میچکد اگر باران بند بیاید از این خانه میروم

mohammad
mohammad

آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی سینه ام بگذاری تا طپش نامنظم قلبم را احساس کنی ولی از این میترسم که قلبم به احترامت بایستد!

mohammad
mohammad

دقت کردین وقتی پسرها دانشگاه قبول میشن سریعا ، یه باشگاه بدنسازی ثبت نام میکنن ؟ خواستم از همین تریبون بهشون خسته نباشید بگم ......

mohammad
mohammad

ابتدايي كه بوديم وايميساديم سر صف بعد ناظممون ميومد مي گفت يه جوري بگيد مرگ بر امريكا تا صداتون برسه امريكا ما هم ابله فكر مي كرديم امريكا كوچه بغليه از ته جيگر داد ميزديم

mohammad
mohammad

چیچه گیم سارالسا یارپاقیم سولسا ابدی سولمیان بهاریم سن سن حسرتدن جان اویم ویرانه قالسا بولبوله ناز اه دن گولزاریم سن سن

mohammad
mohammad

@damla منیم بورج آلینمیش بیر حیاتیم وار امانت بیر حیات او سنین کیدیر قلبیمی بزیییر نئچه مین یارا لاپ درین یاراسی او سنین کیدیر

mohammad
mohammad

تا حالا به این فکر کردین با اینکه سگ به وفاداری معروفه اما چرا میگن مثل "سگ پشیمون میشی؟ چون ته وفاداری پشیمونیه...!

mohammad
mohammad

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

mohammad
mohammad

چــه بــــر سر عشــــــق آمــــد ...؟ کـــــــه از افسانــــه هـــــــــا ..... رسیـــد بــــه صفحـــه حــــوادث روزنـــــامه هـــــا... ؟؟

mohammad
mohammad

برای خارج شدن از حس تنهایـــــــــــی ، تنهایـــــــــی کسی را نگیـــــــــــر...

mohammad
mohammad

دوست دخترم واسه عید دیدنی اومده بود خونمون، واسه اولین بار بود که باباینا میدیدنش... |: بعد کلی احوال پرسی و اینا نشستیم تو چشم بابام یه برقی دیدم، همون لحظه احساس کردم که الانه که بدبخت بشم ( بابام: خوب چطوری مریم جان ؟؟ پدر مادر خوب هستن؟؟؟ دوست دخترم(در حالی که داره چپ چپ نگام میکنه): مریم؟؟؟ اسم من مریم نیست که ، نیوشا هستم... من: ( بابا جان مریم کیه آخه؟؟؟ بابام: آخ آخ ببخشید ح...واسم پرت شد یه لحظه با دوست دختر پارسالیش اشتباه گرفتمت عزیزم ))))))))) بابام: نیوشا جان اتاق علیرضارو دیدی؟؟؟ توش پره کادوهاته که واسش خریدی ، چرا انقدر واسش کادو خریدی تو ماه گذشته؟؟؟ نیوشا: من؟؟؟ علیرضا من کی کادو گرفتم واست تو ماه گذشته؟؟؟ فقط تولدت بود دیگه نه؟؟؟ (جوری داشت نگام میکرد که میفهمیدم تنها بشیم جـــــــــــــرم میده) مامانم: نه بابا اون کادو های نیوشا جون نیست که، کادوهای دوستای قبلیه علیرضاست که سالهای قبل خریدن واسش ، من از انباری آوردم که اتاقش شلوغ شه... |: من: (((( یه نگاه به نیوشا کردم فهمیدم الاناست که جرم بده (( نیوشا: ببخشید من میرم دستشویی. مامانم: کنار در و

mohammad
mohammad

با دیـــــوارای اتاقتـــــــــــــون مهربون باشید ... شاید گاهی لازم بشه یه شب تا صبـــــح باهاشون اختــــلاط کنید ..

mohammad
mohammad

اینجا صدا و سیمای ایرانه سرزده ( یههویی) به دیدار خانواده ی شهدا میرن .. بعد وقتی از در میرن تو .. 4 تا دوربین تو خونه ست ..!