mohammad
برای پناهنده شدن به خدا نیاز به هیچ گذر نامه و ویزایی نیست... پس همین الآن به خدا پناهنده شو
mohammad
من از کــــــــــــــــوچ پـرندگـان آمـــــــوختم .. هـــــــــوای رابـــطه کـه ســـــــــــــــرد شد ، بایــــد گــذاشـت و رفـــــــــــــــــــــــت .. !!
mohammad
بهش گفتم حقیقت را بگو تاروشن شم وقتی گفت کلاخاموش شدم
mohammad
امروز سر جلسه امتحان به يه دختره پنج تا سوال رسوندم اومد تو محوطه ماچم کرد! الان عذاب وجدان دارم که چرا برگمو بهش ندادم !
mohammad
مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد زیرا مطمئن است که بال و پر دارد.
mohammad
پسری یک شب رو کرد به آسمان و به ماه گفت : چرا دوست دختر من یک گل رز راکه یک روز براش زنده میمونه و بعد خشک میشه دوست داره ،ولی من که هر روز براش میمیرم و زنده میشم رو دوست نداره! . . ماه جواب داد:... . . ... . . . این جمله ات خیلی قشنگ بود با اجازه بازنشر میکنم!!
mohammad
کسی رو برای زندگیت انتخاب کن,
که اگـه آب گـرمـکـن هــم تــو صورتش تـرکـید؛
بهونه های دیگه ای هم برای ادامه زندگی باهاش داشته باشی..!!
mohammad
من ، با کناری ات , کنار نمی آیم !!! کنار می روم ……
mohammad
به روزهای سخت نبودنت قسم !
که بودنت هم
دردی را دوا نکرد .
mohammad
از تمام دنيا يك صبح سرد، يك چاي داغ و يك صبح بخير تو برايم كافي ست...
mohammad
در ایام قدیم یه کشتی باری بود که ناخدای شجاعی داشت. یک روز دزدان دریایی به کشتی حمله کردند ناخدا گفت : اون پیراهن قرمز منو بیارید، پیراهن رو پوشید و در کنار ملوانانش مردانه جنگید و دزدان را فراری داد. از او فلسفه پیراهن قرمز را پرسیدند. گفت: برای این است که اگر من زخمی شدم و خونریزی کردم، شما نفهمید و روحیه تان را از دست ندهید. ... چند بار دیگر هم همین اتفاق افتاد و هر بار دزدان در مصاف با کاپیتان پیراهن قرمز شکست می خوردند. یک روز دیده بان گفت : 10 تا کشتی دزدان همزمان به ما حمله کرده اند. همه وحشت کردند یکی دوید تا پیراهن قرمز کاپیتان را بیاورد. کاپیتان که این دفعه حسابی ترسیده بود گفت: پیراهن قرمز لازم نیست، اون شلوار قهوه ای منو بیارید !!!