mohammad
شب بود خسته بودم چشام بسته بودم خورشید سر زد و من پیشت نشسته بودم چشمام باز کردم دیدم ازت خبر نیست دیدم برام تو دنیا از تو عزیزتر نیست ♥
mohammad
موضوع انشاء ''شجاعت يعني چه؟'' محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''شجاعت يعني اين'' و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته بود ! اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون ...استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند...
mohammad
یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرسه این بودکه: صبح دیر برسی مدرسه و ببینی هیچ کســـــی توی حیاط نیست ..!
mohammad
من با هركسي 《خودم》 نيستم!
mohammad
ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺟﻤﻌﻪ....!!! ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﺮ ﮐﯽ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ!! ﺟﺎﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﻋﺸﻘﺶ ﺻﺪﺍﯼ ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﺵ ﻣﯿﺎﺩ... ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩِ ﺑﺎ ﻣﺮﺍﻣﺘﻮﻥ ﮐﻪ ﮔﯿﺮ ﺑﯽ ﻣﺮﺍﻣﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻦ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﮔﻞِ ﻟﺒﺨﻨﺪﺗﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺑﺮﺳﯿﻦ ﻓﺪﺍﯼِ ﺩﻝ ﺗﻨﻬﺎﺗﻮﻥ ... ♥
mohammad
حقــــــیقت را همانگونه که هســــــت ببینیم، نه آنگونه که خود دوســـــت داریم و نه برای خوشایند دیگران ...
mohammad
☺گاهی وقتا به یه چیزایی که آرزو شو داری میرسی تازه میفهمی که چقدر آرزوش از داشتنش قشنگتر بوده☻
mohammad
حرف دلت را امروز بزن!
اگر امروز گفتی...
اسمش "حرف دل" است
اگر نگفتی فردا می شود
"درد" دلت...
mohammad
کسی باشد صدایش کنم برویم زیر باران خیس شویم ، بند نیاید باران یکریز بریزد روی عادت هایمان که پهن شده اند روی بند خاطرات و چکه چکه بچکد رنگ تکرار از روی تن عادت ... خیابان به خیابان بوی خنده هایش پخش شود ، دست بیاندازد در گردن خواهش و لبخندی مهمان کند لب های تر بوسه را ! پائیز هم مضاعف کند شیدایی خیابان را و هوش بپرد از سر حصار بلند تردید و کمی گام بردارد به عقب و برود لابلای آغوش شعری که سالها پیش نوشته بودم روی نیمکتی تنها که خاطره موهای دختری را کسی پیش از من رویش حک کرده بود. و زندگی را بریزم در چمدانی به سنگینی آفتاب ظهری در تابستان و کودکی شوم که دستان دختری را می بوئید. کسی باشد صدایش کنم ، کسی باشد صدایم کند ، کسی باشد لبهایش طعم صدای شاعری را بدهد که عاشقانه لب های خاطره را می بوسید... کسی بیاید که صدایم کند ...
mohammad
چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد تنها چیزی که جلویم راگرفت این بودکه من در مرگ تنهاتراز زندگی خواهم بود. تهوع - ژان پل سارتر
mohammad
باید نوعی دستگاه دیالیز ارزان قیمت اختراع شود که سموم خاطرات بد را از بدن آدم بیرون بکشد. منطقیتر بود که میشد که یک واقعه را به راحتیِ اضافات ویتامین سی در مستراح شاشید. "زمان" دستگاه گرانقیمتی است که تازه خوب هم کار نمیکند
mohammad
از وقتی رفتهای همهچیز زیباتر شده است: پاییز، تماشای غروب و سفر دُرناها، قدم زدن در خیابان و ... کاش زودتر میرفتی! ( رضا کاظمی )
mohammad
دوســــتت دارم هدیه ایست که هر قلبی فــــهم گرفتنش را ندارد قیمتی دارد که هر کسی تــــوان پرداختش را ندارد جمله ی کوتاهیست که هر کسی لــــیاقت شنیدنش را ندارد ♥