mohammad
امروز بروم ایستگاه و منتظر هیچ اتوبوسی نباشم که تو را نمی آورد.
mohammad
آغوش درمان همه ی درد هاست وقتی کسی هست که دوست داشتن تو را بین بازوانش مضاعف می کند. آغوش قلبها را نزدیک می کند وقتی دردی نشسته باشد روی قفسه سینه و آرام هم نمی گیرد. آغوش هایمان را ذخیره نکنیم ... آغوش را باید خرج کرد. باید دوست داشتن را بین بازوان ِ احساس گرفت. آغوش ، خاطره ها را ، بودن ها را ، دلتنگی ها را ... همه را آرام می کند. آغوش بوی تن توست که در تنهایی های من ضرب می شوند و غصه ها را تقسیم... آغوش را دریابید ...
mohammad
اگر بهترین دوستم نیستی پس لااقل بهترین دشمنم باش اگر غمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش هر چه هستی همیشه بهترین باش چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند پس لااقل در بدترین خاطره هایم بهترین باش
mohammad
هر چیزی که نگهبان آن بیشتر باشد استوار تر گردد مگر . . . . . . . . . . . . . راز” که نگهدار آن هرچه زیادتر باشد ، آشکار تر (افلاطون)
mohammad
كور ميشي بد بخت.. . . . . . . . . . . . . . بيا اينجا بشين با هم نگاه كنيم خطاب به پشه روي مانيتور
mohammad
برخی از آدم ها به یک دلیل از مسیر زندگی ما میگذرند تا به ما درس هایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمیگرفتیم. این مخاطب خاص داره بد جور
mohammad
این همه درس خوندیم بالاخره نفهمیدیم رابطه ی فیثاغورس با کی بود قضیه اش چی بوده اصلا بالاخره چی شد !؟
mohammad
من نمیفهمم ژانر این دخترایی که تا قبل عقد اسمشون آرمیتا بوده. بعد وقتی دارن قند میسابن رو سرشون و خطبه خونده میشه، یهو میبینی عاقد میگه: . . . . . . . . دوشیزه "خدیجه قره قوزلوی جادوغ آبادیِ اصل"، آیا من وکیلم؟
mohammad
از آن روز که دست قابیل گشت آغشته به خون هابیل آدمیت مرد گر چه آدم زنده بود
mohammad
جوابم نکن مردم از نا امیدی شاید عاشقم شی خدا رو چی دیدی
mohammad
پسره 7 ساله اومد از باباش پرسید: بابا من از کجا اومدم؟!
باباهه حسابی شوکه شد... پیش خودش فکر کرده بود که چندسال بعد بچش اینو بپرسه و اون موقع بهش بگه که جریان چیه ...
خودشو جمع و جور کرد و 2 ساعت برای بچه اش همه چیز رو توضیح داد که بچه چجوری بدنیا میاد و أینا....
وقتی توضیحاتش تموم شد، باباهه پرسید: حالا برای چی این سؤالو پرسیدی؟؟
پسره گفت: این بچه همسایه روبرویی بهم گفت که من از مشهد اومدم...
منم خواستم ببینم که از کجا اومدم ....
همین ...
mohammad
به مامانم میگم : یادش بخیر بچه بودیم چقدر ما رو کتک زدیا! شترق خوابوند در گوشم گفت: این دروغا چیه که میگی؟ من کِی دستم روتون بلند شده؟! :/
mohammad
تا حالا هندونه که از عقب نیسان بخوره کف خیابون دیدین ؟ اون جوری تیکه پارتونم ♥ ♥