♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر پیاده هم شده سفر کن ، در ماندن می پوسی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیامبری در قلبم ظهور کرده ... عیسای دلتنگی ... .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین ... گذرنامه ام فقط مهر لبهایت را کم دارد ...بگذار مرز دلتنگی را رد کنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت ..این موسیقی بی کلام ...گاه چه بیداد می کند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرفتاری این روز های من صبوری ست... صبوری ٬برای هرگز ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.وقتی من یاد من می کند؛ "تو" بيشتر به چشم مى آيى
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهاي انتظار چه عاشقانه مرا مي شكند و او چه سرد از من عبور ميكند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سخت است اما به زودي من فقط يك خاطره ، يك خيال ، يك افسوس خواهم شد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در فضايي مرده نبض دارد دل من ، نفسي مي آيد ، . . . دل من هم مرده ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمانه من عصر ارمغان تشنج عصر اجتهاد نابسامانی عصر اسکلتهای یخ زده ، نفس ها سرد ایمان ها سست زبان ها گنگ آدم ها دیوار ، همه در گریز همه در تكاپوی چرخش وار انفجار رستاخیز قبل از دمیدن اسرافیل همه در وهم و اضطراب اسیر به كجا باید پناه برد . . . ؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .