♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه موقع هایی هست سیگار جلوت ویسکی کنارت ... ... اما نه سیگارو میکشی نه ویسکی می خوری ... ... سرتو تکون میدی لبخندی میزنی.....میگی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چند روز است سیگارم دلم را می زند ، میلی ندارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخمی ات خواهم کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز... سقف خانه دلم چکّه میکند..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .