♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید نباشـــــی ؛ تا بفهمـــــی نبودنت واسه كی مهمـــــــه ! اونوقـــــــته كه میفهمی باید همیشه با كــــی باشی ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامــــش يعنـــي ؛ هر وقت قهر کردي ، مطمئن باشي بجز تو ، هيچکس جاتو نميگيره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دچار عاشق نیست دچار گرفتار است در دام توهم و خیال
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهای تنهاییم زیر نور شب پره ها که انتهای بال هاشان عشق زبانه می کشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگي گاهي آنقدر بي رحم مي شود که خود از بي رحمي اش به گريه مي نشيند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاييز را از دهان تو صيد مي كنم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باور نمي كنم خنده از اين همه دهان كوچك و بزرگ رخت بسته باشد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها تو مانده ای از روزهایی که دیگرتمام شدند با وجود آنهمه نگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت چشمم با هر شعر تری که می بینم (می نویسم ) سیل می شود سد می زنم با کیسه های ماسه و آجر و بغض سیل می شود ... سیل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل من اهلی نگاه تو شد در میان قبیله ای وحشی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر آوازي كه سر ميدهم فرودش ناله اي است كه تو ... گونه هايم گل مياندازد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو به آواز گرگ ها عادت خواهی کرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطارها همیشه بیش از آنکه آمده باشند ، رفته اند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .