♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نیستی و تمامی مسیر ها به مقصد مورد نظر مین گذاری شده اند من هم روز هارا بیشتر ازانکه گذرانده باشم شمرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاهای لعنتی ایستاده اند در فرو رفته ام مچاله در سکوتی سیاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قانون عشق اين است: از من دوندگي از تو رمندگي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گور کن عزیز گورم را بزرگ تر بکَن هر غروب آرزو هایم قد می کشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا در قبرستان عاشفان... همه ی گور ها به زبان پیش از تولد خود بغض کرده اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجیب است هر روز زن ناشناس می آید و بر سر مرده ی خود شعر می خوانَد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر دستم بود بر سنگ گورهدایت می نوشتم مردی که مرگ را کشت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به مرگ بگویید حریف قَدَری نیست برود بمیرد نفس هایم را در شعر بیمه کرده ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار این تو بمیری آن تو بمیری نیست.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .