♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگار چشم دیدن عشق را ندارد چون دنیا درون قلبش معشوق بسیار دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتفاق کوچکی نبود افتادنت در دلم همه چیزم را زیر و رو کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تو را در قلبم به امانت عشق گذاشته ام جایی که هیچ خیانتی در آن روا نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بردار دلت را من گدا نیستم فقط کمی مردانگی میخواهم این روزها عشق فراوان است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تلخ ترین اتفاق زندگیم رفتنت نبود که زمین گیرم کرد حرف از حادثه ایی است که افتاده در دلم تو هرگز مرا دوست نداشتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داشتن تو ممکن نیست وقتی امکان بودنت را از دلم می گیری پس دیگر به من نگو دعا کن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نزول کرد عشق از چشمان تو و من برگزیده شدم به رسالت دلدادگی در غار تنهایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مسلمانی نمیدانم اما ایمان اآورده ام به چشمانت بگو شرط رسیدن به بهشت تو چیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو فقط کنار دلم می نشینم و نبودنت را ضجه میزنم در نهایت خنده هایم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه تو باور نکن زندگی نمیکنم فقط روزهای بی تو بودن را به انتظار مرگ نشسته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو راهت را بگیر و برو من نیز همین جا به گور خواهم برد زنده زنده تمام آرزوهایم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم خوش نیست خاطره ایی ندارم جیب هایم زندگیم سوراخ های بزرگی دارد که همه چیز را گم میکنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در لابه لای صدای گیتار قلبی دارد کوبیده میشود با نعل اسب هایی اشنا...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .