♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا از انتظارت می کـُشی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلــم زیــادی روشن بــود سوخــت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکـــــــــــوت می کنم و عشـــــــــــــــــــــــــــق در دلم جاری است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با زيرکي هايت گرد سفيدي را نشاندي روي موهايم .... اي زندگي کو آرزوهايم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به موهـــــــــــــــای سفیـــــــــــــــدی که بر سرم می رویند دیگر کاری ندارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـــعرتـــ را... تنهـــا مـــن میدانمـــ ــ ـ ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر پر می کشد دلم ...! به هوای تـــــو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در قلبم غوغایی است....می دانم که نیاز به جرعه آبی دارم تا خود را با آن سیراب نمایم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا سرد است ... دلم می لرزد اما گرمای قلبت را حس میکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه عمر شراب شیراز خواهی ماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جای من خالی است... کنار کسی.. که هنوز نمیشناسم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنم از این همه تنهایی آتش میگیردو میسوزد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتی : شاعر که شدی می بوسمت و شاعر شدم شاعر چشمهای تو !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .