♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قافیه را کوچــــــــــــه گذاشتم، غزلــــم کبـــــــــــود شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روح در برابـــــر پنجـــــــره، هرگـــــز آرام نمی مانـــــــــد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به قول حضرت دلبر: صفـــــر را بستند، تا ما به بیرون زنگ نزنیم. از شما چــــــــه پنهان، ما از درون زنـــــــــــــــــــــگ زدیم !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می پنداشتم که تــــــــــــــو را شناختم ! اکنـــــــــون، آن پنداشت و شناخت را در آب انداختــــــــــــــــم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی تا تمام شدنم نمانده از بس غصه هایت این روزها مرا خورده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست ودلم به این زندگی نمیرود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بین خودمان بماند چشمهایم کم آورده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خوبم نگران مباش جایت را به کسی نداده ام هنوز در قلب منی هنوز هم میتوانی به سادگی دلم بخندی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دلم شک نکن دلم ساده تر از این حرفهاست آنقدر ساده که تو را به من ترجیح داده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم چون ضریح به این پنجره چسپیده
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .