♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همکوپهی عَبوسِ منی در قطاری که به پاییز میرود کمی بخند بگذار خط عوض کند روو به ایستگاهِ بهار!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوتاه نمیآیم از بالات. شکارِ منی امشب، ای ماهِ تمام!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که بیایی همهی درسهام را دوباره فووتِ آب میشوم. نه اینکه چشمهات تختهسیاهِ مشقهام بوده است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران میبارد و من تمامِ روز را بدونِ چتر به تو فکر میکردم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی وقت استْ کووچ کردهاَند کولیها. دیگر اینجا هیچکس نعلِ خوشبختی نمیخرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلماتْ دارند کوچ میکنند از من وقتی نامِ تو را بین خود نمیبینند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرکجای جهان که میروم، آسمانْ رنگِ چشمهای توست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفتهای و من از تنهایی کَکَم هم نمیگزد دیگر! * حالا باز هم بگو دروغ گفتن بلد نیستی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرزها زبانِ فاصله را نمیفهمند. هرچه دورتر میروم نزدیکتر میشوی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلَم دریاست؛ موّاج و توفانی. در ساحلَت بمان...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .