♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکستم در برابرت مثل آینه، تا انعکاس تو در من هزار برابر شود برای روزهای بی تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گره زده دست و پایم را این تارهای لعنتی... باید تظاهر کنم: که می رقصم، می خندم، می خوانم. باید باشم آنگونه که تو می خواستی. تو خواستی؟ یا تقدیر من است این تارهای لعنتی...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها زندگی تکرار مکررات است با دو وجه ساده: من انتظار می کشم... تو نمی آیی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای خدای خسته دلان،به من و دل خسته ام، به او و دل خسته اش !!!!!! آرامشی ده آرامشی همیشگی، و برای من !!!!! آرامشی از جنس مرگ.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش فقط نیم نگاهی هم یه من و دلنوشته ایم میکرد........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلگیر نیستم ..........فقط دلم گیر است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش باد از هر دو سو می وزید .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر پای تو می خواهم.....خدایا بالاتر از بهشت داری؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر جنایتی از آدمی ساخته است ! باور کنید داروی جاودانگی را کشف خواهد کرد ! می گویید نه ؟ این خط این نشان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تابم بی تاب......چرا نمی آیی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی در اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ ندارد ....من مرده ام......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .