♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منو ..قلم .....یک عکس.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در انتظار رستخیز می مانم اسرافیل من... من کفن دریده ام اینجا عریانی محض حکمفرماست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریشخند تلخ این عقربه ها سخت دلم را می آزارد چشمانم را میبینی؟ آخرین قاب تصویرت را به آغوش کشیده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای خنده خدا را می شنوی؟ دعایت را شنیده به آنچه محال می پنداری می خندد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرفه می زنم تمام تنهایی ام را گویی سرفه ها تمامی ندارد و میدانم که این نوید مرگی نزدیک است...در جوانی من .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو که نیستی کودکم سکوت، متولد میشود .... کجایی که ببینی سکوتم بغضی شده برای خودش بغضی بزرگ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتش.....شعله............خاکستر طوفان.....باد........سکون ما.....من ......مرگ چقدر همه چیز این دنیا تکراریست!...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رعد میزند نگاهت برق می زند چشمانت سایه میریزد تنت خدایا ... باز هوای دلم طوفانیست
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .