♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زلف بگشا و آواز بخوان تو اگر بخواهی لرزش سایه ات کوچه می لرزاند بلرزان که بدانم نمرده ام! بلرزان.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رهسپار قبیله توام خیمه ات از پس دلتنگی هایم پیداست به استقبالم بیا، من به تنگ آمده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بسان دیوانگان مرز خواب و بیداری را از یاد برده ام قهقهه شوم کابوس های بیداری میهمان چشمان خسته ام می ترسم! سخت بر خویش می لرزم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست دارم سیگار باشم لوطیان دودم کنند....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .