♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اي شما !كه دل به گفته هاي من سپرده ايد؟ مرد ديگري است، اين كه با شما به گفتگوست! مرد ديگري ، كه شعرهاي من بازتاب ناله هاي نارساي اوست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه کامپیوتر خود را نهم جولای نجات دهیم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت اين نقاب خنده، پشت اين نگاه شاد چهره خموش مرد ديگري است! مرد ديگري كه سالهاي سال در سكوت وانزواي محض بي اميدِ بي اميدِ بي اميدْ،زيسته مرد ديگري كه - پشت اين نقاب خنده- هر زمان ، به هر بهانه، با تمام قلب خود گريسته!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایم پیراهنی بفرست به رنگ دقایق بی قرار در حوالی ساعت پنج عصر به سادگی سه شنبه ای دیگر......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من... ایستگاهی متروک... انتظاری مهلک... چشمانی که رفتنت را پلک نزد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر فقط لحظه اي خنده اش محو شود............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرما ، وحشي غريبه ، اينجا تنها مرگ معنا مي شد و همين هم آموخته بود....صداي دائمي سو سوي باد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مهم نیست... وقتی که عاقبت همه به زمین ختم می شود چه تفاوت دارد انسان باشی یا ته سیگار....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساقی خمار و خرابم، خمار باده ای از می ناب نگاهت. این جام کوچک خاطره پر می شود با شراب نگاهی، اشاره ای، یا لبخندی. پرکن پیاله را که مست می شوم با هر نشانه ای...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .