♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوباره غروب غمگین جمعه......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا یک شب که برفی سخت میبارد... منو تو در کنار هم ... جدا از شر و غوغای انسانها.... بری از رنج و حرفانها ... بنوشیم از لبان هم ... شراب بوسه ای شیرین ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا! مزه ی عشق را به هر که چشاندی,هیچ گاه لذتش را با گرفتن معشوقش از او مگیر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا نگه دار فصل تنهایی من می دانم سال دیگر می آیی بعد از اشک ریزان پاییز
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما انسان ها همینیم یک رنگ ها را دوست نداریم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید که این واژهای پس از بارانم را......جایی میان سکوتم پهن کنم....ودانه دانه بغض روی صورتم جمع میشودتا نفس کم نیاورم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این دریا بهانه است....امروز در میان موج ها مسافرم را جای می گذلرم....تا فقط من بمانم وسکوتی که میهمان آرامش دریاست....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .