♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام نشسته ام ، تو سوار بر یک خیال عاشقانه به ذهنم سفر می کنی بی قرار می شوم از حضور غریبت قلبم تلنگر می زند: بجنب چرا ساکتی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر نگاهم نكني .....میمیرم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي كه بارون مي زنه ....می خوام.....به احترامت بميرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حق تو نبست ....علیرضا....بیای مثل یه مرد.....بری با چشم های خیس.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاشكي بدوني.....يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم ...لامصب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قدر اشک هات رو بدون علیرضا......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .