♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلمات دیگر چیزی را به هم نمی ریزند یک کلمه چطور می تواند ازپنجره وارد شود بی تو .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهايم چقدر دلگير است ...لامصب ...بی تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين روزهاي دلگير...دور از تو ...چه میکشم....کاش نقاش بودم......الحق که خوب میکشیدم نبودنت را.....لعنتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این شعرها برایم حس وحالی عجیب با خود آوردند! مثل یاد خاطره ی دوردست مراقبتهای مادرم ! من اصلا اهل خواندن شعر سپید نبوده ام و کمتر از شعر سپیدی خوشم آمده اما این شعرها بهم ثابت کردند که: فرقی نمی کند قالب شعرت چه باشد شاعر که باشی ...دیوانه ای....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .