♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در غروب لحظه ها گوش دلم را می نوازد پچ پچ برگِ درختانِ در مسیرِ گیسویِ تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر چهارراه فصول در انتظارت نشسته ام شاید این بار تقویم بهارم را تو ورق بزنی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من یک پرنده ام ازبس که میله های قفس راشمرده ام خاموش مرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان میان ابرها نشست قاصدک میان کوچه ها پرید فصل عاشقی رسید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز ها خلوتِ کلام تو _بر سرِ مزاری دلتنگ_ هم آغوشی پلک هایم را نقاشی می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه ی شیرینیست لحظه ی در کنار گل بودن یا که در انتظار گل بودن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زرتشت می گوید: از خرد و اندیشه ی خود درست بهره گیریم و دانش درآفرینشِ«مزدااهورا» را بفهمیم و آنرا از راهکارهای خوب بکار بریم تا راهنمای ما به سوی رسائی باشد. از کره ی زمین ، فردوس(بهشت)بسازیم ،جایی که در آن همه کس ، زندگی پر بار را با دوستی و آرامش به سر برند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و آئینۀ اوهام و خیال ، که می کشم بار فردا را به دوش. فردا،یک سرِ پر از خالی ز دوری و نفاق، بوسه بر دستهای اشتیاق، نگاه به لبهای نیمه باز عمر، محال است بمیرم در جوانی در این وادی عشق، من می مانم و یک طالع نیک که بوی نوزاد می دهد، بوی خاک باران خورده و بوی نرگس می دهد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیروز، من و دلهای سپید و اقاقیهای سرخ، کاجها و زنبقهای بنفش، یک قلب پر از خاطرۀ برگهای زرد، من و بن بستی که شاه راه همه دلهای گرم. امروز، یک باغ پر از تنهایی، که در آغوش دارد درختهای سر به فلک کشیدۀ سکوت را،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتاب هیچ گاه نمی سوزاند... ما همیشه طابع قانون طبیعت هستیم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوسه نزن به عكسِ من،.......لعنتی......ميشكنه شيشه ي دلم ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخار پیشانی ام حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد ! حسین پناهی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 54 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .