♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای خورشید از تو ... شعری خواندم! رفت پشت ابر گریست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگه کسی برات می میره، اونقدر مرام داشته باش! که یه شاخه گل سرخ ببری سر مزارش!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه ساده بودم ! آن هنگام که می پنداشتم ترکیدن بادکنک آبی من، ناگوارترین حادثه ی عالم است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای دلتنگی، سخت است! ولی تلخ تر از روز های نا امیدی نیست! و سختی چه می داند که تلخی چیست؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوک مدادم شکست توبه کرد دیگر در دستانم ، حرفهای عاشقانه اش را ، به کاغذ نزند.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در شمال ترین شهر....منتظرم اینجا کسی روسری اش را به یادگار بر قلبم گره زده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دو « فنجـان قهــوه ي داغ » سه « روز » تعـطيلي در زمسـتان ! چـهار « خنـده ي بلنــد » و پنــج « انگشـت » ِ دوست داشتـني تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام از سـوال هاي ِ سـخت ! پـاسـخ هاي ِ پيچيـده ! از كلـمات ِ سنگين ! فـكرهاي ِ عميــق ! پيــچ هاي ِ تنـد ! نشـانه هاي ِ با معنـا .. بي معنـا ! دلم تنگـ مي شـود گاهـي ! براي ِ ... يك « دوستت دارم » ِ سـاده !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نباید کسی بفهمد، دل و دسته ِ این خسته ی خراب از خواب ِ زندگی می لرزد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلــ ــم یک عاشقانـه ی آرام... میخواهــد..که فقط تو بگویی همین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک روز دیگر بدون ِ تو گذشت ناشکر نیستم هرچه از تو رسد نیکوست حتی دوریـــت حتی نداشتنت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساعت 22 شب؛ خیابانی آرام، خاموشی سگ ها روزهای بی خاطره ، دلتنگی مدام، تنهایی فکر ، فکر ؛ فکر!! لبهایی خشک هوای سرد خیابان آرام مستی بی وحشت این روزهای من!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .