♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در انزوا می گذرد همه این روزهایم با سکوتی که گویا تنها از من بر می آید در شب می گذرد و روزهایم تهی است!! از همه آنچه می هراسم، تنهایی ست تلخ تر حتی... هنگامی که دستانم را یارای نوشتن نیست!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب هم که بگذرد از فردا باز هم بی تو می گذرد... این روزها همه ی ذهنم مفت سگ هم نمی ارزد!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار ایستگاه قطار شب... سرد است و برف می بارد من بدون تو، تنها ایستاده ام... حال من اینگونه می گذرد!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایوان و اتاق و خانه ام...سالهاست که اَبریست..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زدی باز کردم سلام کردی اما صدا نداشتی به آغوشم کشیدی اما سایه ات را دیدم که دست هایش توی جیبش بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوه هم که باشی گاهی تاوان دروغ های شیرین را میدهی!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در عشقبازی های بی حضور تو با تپش های قلب یک پرنده ی کوچک در پر ازدحام ترین گذرگاه اعصابم به اوج می رسم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دنبال زمینیم پاک از خون که شیطان نداشته باشد و بوی تعفن ندهد تا خانه ای بسازم برای روز مبادا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این درد کمی نیست که رو برمیگردانم و جاي تو خالي است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به هم ميكوبند موجها درون صدفها درون سينهي من.....واژهها كه از دهانت جاري ميشوند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.ایمان دارم روزی شاهد آسمان آفتابی پرسپولیس خواهیم بود ،
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .