♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقت رفتن است ... سفر یا سکوت ... نمی دانم می گذارم لوله ی تفنگی روی شقیقه ام تا درماندگی ماشه را بفشارم در بغل مضطرب انگشتانم می پاشد خون آشفته این نوشته ها روی دفترم . وقت رفتن است وقت رفتن است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای تصاحب من، نه عشق میخواهی، نه اشک، نه شور و اشتیاق، منی که، با عشق و شور و اشتیاق و اشک، به انتظار تو، قلکم را پر میکنم، تا وقتی آمدی، همه چیز داشته باشیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ناراحت من نباش، همیشه ماسک میزنم، فقط به هق هق گریه که می افتم، همه میفهمند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگو تقصیر تو نبود، همه جای پیراهن احساسم، لکه دار شد، و یقۀ همیشه اتو کرده اش شکست... مثل پیراهن هایی که مادرم، با تاید شسته بود... هیچ میدانستی، تمام احساسم، فقط یک پیراهن داشت؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفتی: تو عاشق واقعی نیستی، عاشقهای واقعی که به هم نمی رسند.. دیدی آخر کار؟ که من عاشق واقعی بودم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ده بیست سی چل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد، بیام؟ کجایی؟ پس چرا هر چقدر می گردم ، نیستی؟ اگر بگویم سوختم، میآیی؟ و سک سک میکنی؟ سوختم، بیا دیگر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در اشتیاق ما حرفی نبوده و نیست ولی اینهمه دوری سزاوار ما نبود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نَم نَم نمی دانم از کجا چشمانم را خیس کرده است دلم گرفته است لطفاً مرا ورق نزنید می خواهم گریه کنم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدبار دیگر هم که این زندگی را به هم بزنیم شیرین نمی شود که نمی شود.....لامصب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی نبضم را بگیر به هوای دستم بگذار در آغوشت تن بدهم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم با لب هایت بازی کنم بگذار فقط کلمه باشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نفر یک جای جهان یاد من افتاده گوش هایم دارد زنگ می زند!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صندلی ...انتظار بی جائیست ....تو نمی آیی!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر به چیزی پیله نمیکنم پروانگی ارزانی آنها که رهایم کردند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .