♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باید به نوک درختان عادت کنم وگرنه مرگ هزارچلچله در گلو مرغ سحررا ناله سر نخواهد داد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگو که دلواپسمی .....نترس من آسون می گذرم.....روبای تو جای دیگه اس.....برو دنبال زندگیت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درد من چشمان خیس تو نیست سوختن لطافت احساس تو نیست دردم خواستن توست که سالهاست غریبانه از ترس پنهان کرده ام در پستوی خانه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا بردارید از زمین عادت نمی کنم که نه برای بودن نه که یک دل سیر هوا را جویده باشم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه هیاهویی می وزد در خیابان هایی که : آدم هایش تاریک اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم تنگ است برای ستارهها برای سکوتِ ماه ,وقتی چمدانی هم ندارم برای رفتن.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .