♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعری نمیخوانی و تالاب های پیکرم از فقدان نیلوفر رنج می برند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهم که می کنی چشمانت با هم آشتی می دهد گرگ و میش را !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"سرنوشت" قمار باز قهاری ست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گهگاه می خواهم قاب تنهایی را بردارم از دیوار ... ولی ... ولی بیرنگی دلتنگی دستم را می لرزاند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"ریشه ها اهمیتی ندارند بگذار تا در گوشه ای از حیاط لغت نامه ها خاک بخورند." پاسخش را درختی می گوید که شاخه هایش هرگز رنگ آفتاب را ندیده اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گرگ باشی عزیز و محترمی حرف هایت شنیده خواهد شد بره باشی ته همین قصه سرت از تن بریده خواهد شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاقوووووووووووو......ظاهرت را قشنگ و شیک بساز گریه را پشت خنده پنهان کن گاه اما اگر که لازم شد اشک تمساح را هم نمایان کن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آموووووووووووووو خواستی انسان را عوض کنی ثابت کردی از دست بت ها کاری ساخته نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از ماندن تا رفتن از شکستن تا پیوستن از هراس تاکوچیدن هزار حادثه خواهم گفت اگر تپش های مست چشم هایم کاغذهای سپید راآبی نکند !!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .