♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجیب وحشی ام .!.!.! مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجـــا جاییست رویایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلاغ از روی بی غذایی در فصل زمستان گوشت تن خود را به فرزندانش می داد!پس از مدتی کلاغ فوت کرد و فرزندانش چنین جوابش دادند: خدا رو شکر، خسته شده بودیم از بس غذای تکراری خوردیم. این است حکایت زندگی!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .