♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لای پنجره ی اتاقم همیشه باز است ... چه در سرما و چه در گرما ... آخر میدانی ... میدانم که روزی برمیگردی و به در بسته میخوری ... گفتم آن روز پنجره ای به رویت باز باشد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه جایت کنارم خالی ست ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلب من ادامه خواهد داد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتای تنهایی یک باره میروم به رویا .... مهربانم .... هنوز هم یادت مرا رها نمیکند .... سوالی دارم .... چگونه مرا از خاطرت پاک کردی ؟ بگو .... شاید من هم توانستم ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .