♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بردبار تر از هميشه، مي خواهمت ! حالا كه حلقه هاي نازک دلتنگي دور از دستان كوتاه ما سايه هاي دراز اندوه را بر ديوار دل ترسيم مي كنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان را گاه، ابر هست و باد نیست! گاهگاهی، می وزد بادی ،ولی ابری نیست! باد ، با ابری اگر یکرنگ بود ، باز بارانِ دبستان با ترانه می چکید از آسمان!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو....کلماتت را بردار و برو من از میدان جنگ آمده ام . گیسوانم ویرانی نخلستان ها را به ارث برده اند و دست هایم به شعاع مین پر از حادثه اند .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .