♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت پنجرهی سادگیهایم کودکی هست هنوز دنبال بادبادکی گمشدهی برهوت آسمان... و باران یعنی بادبادکم هنوز آنجاست..!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خبری نیست بینندگان عزیز جز پاهایی که از آنها خواستیم ، بیایند کمی خیابان بازی آب بازی ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرجا که بویِ یادبود باشد عطر می آید از تویِ خاک ها چند تکه استخوان چند تکه آدم ...همین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باغ تنها من تنها کوچه از سکوت خالی بغض در من لبریز و شب از غم سرشار دارم هذیان می گویم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر هوا اینجا بارانی ست که از چادر خورشید آب می چکد روی سیب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهد تمام اندام بودنم را لمس کند بهانه های دلتنگی ...لعنتی کجایی؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .