♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با بودنم شيشه لحظه ها را مدام شستم آنقدر شفاف شد كه بالاخره روزي نديدمش و تمام قد به آن خوردم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امـــروز گـــام هـــای رفتـــن تـــرا دلــــــــم نعـــره مـــی کشـــد......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلـــــــمم بـــــــــوی زنجیـــــر مــــــی دهـــــد بــرای سکــــــوتی کـه مــــــرگ را بــوسیــــد و فــــــــــریــادی کــه آزادی را ورق زد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در بــرودت بی مهـــر ی هــا واژه هـــــــــــــــایم برهنه مانده اند به جای کاغذهای باطله جامه ی شــــــــــــــعرهایم رابه آتش کشیدند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب هایــــــــــم بوی نسترن می دهد کاش کوچه هم ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .