♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی که من به جای گل گلایه میارم برات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مى خواهى بروى؟ بهانه مى خواهى؟ بگذار من بهانه را دستت دهم... برو و هرکس پرسید چـــرا؟ بگو لجوج بود! همیشه سرسختانه عاشق بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جای خالیتو با هیچ چیز نمیتوان پر کرد........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
التمــــاس مال دیـــروز بود ... مال وقتـــی که ســــــــاده بودم! امــــــروز می خواهی بــــــروی ؟؟؟ هــــــــــــــ ــیس فـقط خــــــــداحافظ ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .