♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر میکشم جام بغض هایم را... و مست از غم زندگی، پرسه میزنم در کوچه های خیس دلتنگی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلت تنگ یک نفر که باشد تمام تلاشت را هم بکنی تا خوش بگذرد، و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد! تو دلت تنگ است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از این مردم بی فردا می ترسم می خواهند با رویاهایمان چه کنند ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی دلم برات تنگ شده صفحه ی موبایل تو چشمام تخم گذاشت و شک دارم به حس شنوایی خودم بسه تا کی چنگ بزنم به خلوت این اتاق ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغض دارم ... نه ! بغضی داشتم که ترکید.. ...... اما هر چقدر گونه هایم را لمس می کنم خبری از تر شدن نیست.. می خواهم چشم هایم را طلاق بدهم اجاقشان کور شده!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــن بی تو بودن را... با پرنده هایِ ایوان... با دو خط شعرِ شاملو... با ابرهایِ نمناکِ آسمان... با غزلی از حافظ -به همین سادگی- به سر میکنم. . .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .