♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم ها می میرند. آدم ها را می کشند. جواب آینده ام را می دهند: نه! و من یکی از این روزها می میرم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هشتاد ضربه حكم حقيري ست محتسب دارم بزن كه مستي ام از حد گذشته است ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها دلداری میدهم به دلم... که دستهای او در راهند... این راه دور کوتاه میشود،کوتاه !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کل دنیا به زخمهایت شمشیر میزنند،بگذار من سپر زخمهایت باشم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه این روزها حتی آه هم در بساط ندارم زندگیم فقط شده خوردن الکل و کشیدن سیگار و هزار فکر و خیالی که باعث تشنجم میشه!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـسته ام همچون مردی کـه هـرشب از زنش هم آغوشی .میخواهد که فـرزند بـیاورد کـه بــزرگ شـود کـه زجــر بکـشد کـه عـاشق شود کـه روزی صد بار آرزوی مرگ کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تصویر تو از دور از نزدیک... تصویر تو از هر نظر زیباست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودنت...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .