♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خورشید هم در شب بی نور شانه به شانه ات نیست تا راهت را روشن کند وتو زمین می خوری... از روی بی کسی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان با دلم " روزُ شب " بازی می کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حوصله تر از آنم که قلم را به رقص در آورم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی از من گذر خواهی کرد ...پر از یادگاری می شوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایت آن قَدَر دلتنگم ..که از حسادت پروانه ها را کیش میکنم از گل ها..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها٬ جنس حالم زیاد مرغوب نیست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 5 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .