♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز ها من مانده ام با سکوت چند واژه واژه هایی با خاطرات تلخ خدایا حرفی بزن سکوتت دیگر جایز نیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من وحشی ام ! عریان! و می خواهم خون به تن هیچ رگی نباشد اگر این سال زشت بی بهار گمشده ی من زاده شود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا از این سیاه تر نمی شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در کلام آخر جا خوش میکنم ...یک تیر خلاص لطفا...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .