♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت معلَّق. صدای تو...آغاز گم شــدن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که رفتهای، پرندهای آمدست، در حوالی همین باغِ رو به رو هیچ نمیخواند، فقط میگوید: کـــو کـــو!؟ …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گیر است گلوی ناخدایش ، بانو!....کناره خزر........به اسکله برمی گردی؟.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر من شهوت باران است بر شالی های خزر......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واژه ها را شال گردنی کرد بر بهمن زمستانی ...تا گرم بمانم ......عطشی داشت......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز هم کلماتی هستند که بخواهم با آنها شما را در صندوقچه دلم پنهان کنم . و حتی گاهی به يادتان گريه ...بانو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برنامه جدید [!]بوک برای حل مشکلات کاربران
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایی شما چطور ارسال می کنید...عجیبه والا.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتشفشانت را به سکوت عادت دادهای
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وردی زیر لب برای شاعری تنها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیشتر از این راه ندارد میخواهم گریه کنم رو در روی بُتی که شاعرم کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان ترانهی نچسبیست وقتی هنوز در حنجرهی پاییزی دیوانه اسیری.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در معبر کدام باد معبد ساخته ای؟ هیچ خدایی در تو ساکن نمی شود.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .