♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از همین بادی که میآید خوب میفهمم عطر تو یک شهر را دیوانه خواهد کرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پلک را وا کن آسمان از صبح حیران نگاه توست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل دلفین ها با تمام هوش و زیبایی زندگی کردیم تا اسباب تفریح کسان دیگری باشیم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در رگ من، خون سودای تو میچرخد خنـدهام میگیرد اما از طبیـبانی که از نبـض جنـون چیزی نمیدانـند صـندلی روبرویی را کمی سـمت نگاه من بچرخانیـد حال من خوش میشـود حتماً.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میشد که بگویی:سکوت و ببارد باران...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلم ...بیش از خدا برای خودم میسوزد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف پشت برف میآید کوچهها، تشـدید تنهایی است ؛ از نگاهت چای پشت چای میخواهم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلم هوای شعر می کند گاهی هوای تو! تفاوتی ندارد ! هر دو ختم می شود به دلتنگی تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در شب کوچک من افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهره ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی مینگرم من به نومیدی خود معتادم !!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزها از پی هم میگذرد و من همچنان میدانم... نیستم آنچه باید باشم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .