♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنارِ اون سکوتِ تلخ بارون، هزار افسوس جا مانده.. سکوتی که جای نفس هایش ،هنوزم.. روی قلبِ ،جاده ها مانده..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی دستانش ... از سرمای زمستان نبود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر بوم زندگي من نقش خويش را شكل شكفتن باران كشيده ام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای من که بال ندارم رسیدن....... به تو که آن همه بالایی.....خیاله ....خیاله...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو دنیای منی......اما به دنیا اعتمادی نیست ...نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مات شده ام از ......هیچ میز شطرنجی هم درمیان نیست ..... این وسط فقط یک دل بود... که دیگر نیست...!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روبه پایانم اما چنان غرق زندگی که گویا این راه را پایانی نیست عادت کرده ام به تنهایی به نگفتن به ندیدن ودردناک تر از همه به سکوت......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل حرف مشترک من ...تو .......من که هستم ....پس تو ......؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهــی بیـاد مـی آورم تــو را زیـر پـا ڪـﮧ مـی مـــانـم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر کس یه جور زندگی کردن رو دوست داره... من دوست دارم تو اتاقم تنها باشم!! نه ناراحتم نه افسرده. فقط چیز جذابی اون بیرون وجود نداره...همین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درک کردن یه عاشق خیلی سخته ...خیلی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت شیشه برف می بارد ..در سکوت سینه ام دستی دانه اندوه می کارد ...مو سپید آخر شدی ای برف ..تا سرانجامم چنین دیدی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه حیف که خزر برف ندارد تا منم گاهی مثل کبک سرم را زیر آن فرو کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه به پرواز بیندیشم اکنون دستانم در باغچه همسایه جوانه زده است...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .