♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ، دست تردید را از پشت بسته و از گرمی دست تو با غربت سوخته ام .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به پای تحریم جستجو می کند کارتن های سیگار برگ را جنب هتل استقلال.....پیرمرد کارتن خواب....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خروار خروار دانه ی سکوت می کارند آفتابگردان های سر بزیر ...و گندمها به خیانت متهم شدند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو....زنانگی ات رادور بریز همینطور مغرور بمان بی یک کلمه، یک نگاه، درابدیتت بتاز مثل اسبی سرکش، دارم ازتویک قدیسه می سازم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنسرتی یخی، قاره ای متروک، تماشاگرانی سنگ باشمایلی مسخ شده باچه بلندگویی آوازکنم سکوتم را؟ پیش این احساس های مادرمرده!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب های خاکستری ام سبد سبد ازتو دورم کرده همپای پلنگ ها دویده ام تمامی دنیارا که همچنان عاشقت بمانم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال هاست نفس می کشم در شهری که هوایش مادرزاد مرده است و سهم من از تمام نفس هام مردمک های بی دریچه این شهر است..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 20 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .