♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چنین بی کس شدن در باورم نیست.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرو های باغ من خشکیده اند چون تو دیگر جویبارم نیستی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهویی که زیر دندان شیر طعم مرگ را می چشد نیر آرزوی پرواز دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از قحطی تصویر خویش می میرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو بی خبری از مور مور خاطرات زیر پوست سیاه جاده ها....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تنهات میزاره ....وقتی خبری ازت نمیگیره ....وقتی خنده اش رو با کس دیگه ای تقسیم میکنه ....وقتی بودن یا نبودنت ارزشی نداره ....یعنی خیلی تنهایی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر شب لا به لای لایه هایی از دود و غم می خوابم کم کم رویایی نمی بینم آه آیا مرگ عادتی این چنین نیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خـورشـیـد از آنجـــا کـــه غــروبـــ مــیکنـــد طـلـوع نمــیکنـــد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من نیمه شب بر لبهای باران بوسه زدم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه تمناي قشنگيست بودن آنگاه كه تمام لحظه هايم تنها در تو خلاصه مي شود قلبم دروغ نگفته بود تو هماني همان كه بايد ... مي پرستمت !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .