♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودت بگو فلسفه انگشتانت چیست که دستانت رو به آسمـــان می رود ماه گریه می کند!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش باد بپاشد كمي هوايت را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل هزار علامت تعجب در چشمانم نشسته ای می ترسم می ترسم پلک روی هم بگذارم نقطه شوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از گذشته حراسی ندارم و برای آینده برنامه ی . من تا آخر عمر عاشقانه به یادت خواهم بود و کاش . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اے زندگے بـاور نکن دیگر تـو را بــاور کنــم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیری است زبانم تهی است از گفتن حرف های عاشقانه و ذهن من سرشار است از صدای پای خاطره ها که همواره بهانه ای هستند که افکار ملتهب مرا پریشان کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نشینم گوشه و دست به آسمانم .....شاید ابری از معجزه بودنش ببارد در بیابانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جایگاهم قلب است و دیدگاهم عشق شعرم زرد است و زندگیم عشق ...دریا...خزر...باران...جنگل...تنهایی...ودر نهایت سکوت زندگی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غمگین نوشتن نشونه خوبی برای غمگین بودن نیست! شاید کسی که غمگین مینویسه، غم نگاه تو رو دیده باشه و با قلم اونو اینجا نوشته باشه.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .