♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من... دلم را نشانت می دهم... تا بدانی از نبودن قاصدک ها زخمی شده اند... با من بمان... آواز قناری ها دور گشته اند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدایم کن .........سهراب ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
واپسین شب های برگ ریزان .....به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو ....دل تنگی هایم را جمع زده ام ...تا روزی به رخ خدایت بکشم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما موی پریشانیم .......شانه نمی خواهیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دو علت بیدار مانده ام یک : تو نیستی و غمت با من...هوای دلم عهد کهن دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران زد .....دریا خروشید ....کنجشکک بیچاره پرید.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .