♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا خیلی زیباتر خواهد شد اگر بیاموزیم:
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـــــــــــــــــــم طاقت این همه عآشقی را ندارد…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی آنقدر خواستنی می شوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گــاهــــی دلم مــیـخـواد یـــکـی بهم بــگـه : مــگـه مـن مُــردم کـــه تـــنـــهـــا بــمـــونـــی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـــرد بايد... وقـــتي عشقـــش عصبانيه , نـــاراحته , مي خواد داد بزنـــه، وايــسه روبروش بــــگه : تو چشام نيــگا كن , بهت مــيگم تو چشام نيــگا كن... حــالا داد بزن ... بـــگو از چــي ناراحتي.... .... بعـــد عشقش داد بــزنه , گلـــه كنه , فـــرياد بكشه , گريه كـــنه ...! .... حتـــي با مشتـــاي زنونـــه ش بكــوبه به بغـــل مرد! آخـــرش خســته ميشه ميــزنه زيرگــريه... همــون جا بايــد بغلــــش كنه , نزاره تنـــها باشــه.. حــرف نزنــه ها , توضيــح نده هــــا، فقــط نزاره احســاس كنه تنهـــاست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چه میخندی .....به جاده ے رفاقتـ ـ ـ ـ مہم نیستـ ـ ـ ـ اگر همیشہ یڪ طرفہ اے شاد باش ڪہ چیزے ڪم نگذاشتہ اے و بدهڪار خودتـ ـ ـ ، رفاقتتـ ـ ـ ـ و خُــ ــدایتـ ـ ـ ـ نیستے
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفت جبران میکنم ... گفتم کدام را ؟؟؟ عمر رفته را ؟؟؟ روح شکسته را ؟؟؟ دل مرده اما تپنده را ؟؟؟ یک دریا اشک را ؟؟؟ حالا من هیچ.... چگونه جواب این تارهای سفید را میدی ؟؟؟ نگاهی به سرم کرد و گفت: وای !!! خبر نداشتم چه پیر شدی .... گفتم جبران میکنی ؟؟؟ سرش رو انداخت پایین و گفت کدام را ؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمها میروند و فراموش میکنند، این را به همه بگویید آدمها اون چیزی نیستن که خودشون میگن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که میبارد یکی باید باشد که به تو زنگ بزند و بگوید: چترت را برده ای؟ یکی که نگرانت باشد، حتی نگران این که زیر باران به این لطیفی خیس شوی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .