♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایــــ ـــ ـم می سوختـــــ ـــ ـ و خبــری مـی داد از نـ رفتن ِ تـــو ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
توسط موبایل
عجب رسمی ِِرسم ِِزمونه!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز منتظرم وسط يک شب باراني که از شدت تب عرق کرده ام بيدارم کني و بگويي چيزي نيست خواب مي ديدي.....
فرياد بی صدا
ببار باران! من سفر کرده ای دارم که یادم رفته آب پشت ِِسرش بریزم........
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .