♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یــادتـان بـاشـد هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویــسنــد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی حالم رو می پرسی.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سهــراب کجايـــي آخـر ؟...زخمهـــا بر دل عــاشق کـــردند خــــــون به چشمــــــــان شقـــــايق کـــــردند تو کجايـــــي سهــــــــراب؟ که همين نزديکــــــــي عشــــــــق را دار زدنــد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ســـــــایبانی از جنـــس اشک و نیــــاز می خواهــــم تا سجــــاده ی دلــــم را در آن بگستـــــرانم و با دستــــان خستــــه قنـــــــوتم از تو بخواهـــم که بر وجـــــود ســـردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبــــای عشـــــــق و ایـــــــمان را بــار دگر در من تــازه گردانـــــی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ديگر شستنِ چشم ها فايده ندارد سهراب! چشم را بايد بست بهتر است اصلاً نديد...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها چیزی که دوست دارم این روزا بشنوم، اینکه خدا بر گرده بگه: این دنیا یه شوخی بزرگ بود، ناراحت که نشدی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شراب هم... به مستی ام حسادت می کند... آنگاه که خمار یک لحظه... دیدن " تو " می شوم...!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .