روزی آنجلینا جولی به من گفت علیرضامن عاشق تو هستم منم بهش گفتم لیاقت تو برادر من است که از من زیبا ترست و پشت سر تو ایستاده است آنجلینا برگشت و دید کسی نیست منم بهش گفتم اگه عاشقم میبودی برنمیگشتی پشت سرت را نگاه کنی برو گمشو ایکبری و بعد گفتم :خخخخخخ
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ یه روز مسابقه میذارن بین علیرضا و @داداِ جوجو و شادی @ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ به هر کدوم یه کامیون موز میدن با یه میمون ..... میگن ببینیم کی میتونه میمونو به حرف بیاره ...شادی همه ی موز و میده به میمون ،میمون حرف نمیزنه ...... دادا نصف موز ها رو خودش میخوره بقیشو میده به میمون .....،میمونه حرف نمیزنه. علیرضا شروع میکنه به خوردن موزها...میمونه هی منتظر میشینه میبینه نه یارو همه ی موزها رو خورد موز آخری رو که بر میداره میمونه میگه جون مادرت اون یدونه رو بده به من
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 25 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .