♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعـــد از تـــو،.. جـــــــــای خالــــــــی دلــم، مثل کفــــــــش های سینـــــــدرلا، اندازه هیچـــــــــ یک از مردمـــــــان شهــــــــــر نشــــــــــــد ... حتـــــــی به زور
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی به آمدن پاییز نمانده است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غریبه ها می آیند... با تو آشنا می شوند... دستت را به دوستی می فشارند... با تو آشناتر می شوند... خودمانی تر!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .